تبليغاتX
مجلس رندان 2 -

مجلس رندان 2

مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز --- ور نه در مجلس رندان خبری نیست که نیست

منوچهر احترامی به مرگ خندید

احترامی، محترم بود. با سبیل و موهای سپید مثل شکرش. با عینک بزرگش. و دلی آسمانی. رفت تا با عمران صلاحی و سعدی و حافظ و عبید بنشیند قلیان بکشند و به ریش دنیا بخندند. حالا زندگی مردن دارد. بروی بنشینی کنار دست این همه رند نظز باز و شعر بخوانی و بشنوی و یک دل سیر بخندی، بی آن که کسی روی کلمه هایت خط قرمز بکشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 22:17  توسط فرید  |