با بربری و پنیر شعری بنویس
بر قبر خودت -بمیر- شعری بنویس
بر سردر دولت عدالت محور!
با قافیه ی وزیر! شعری بنویس
انشای بد، املای غلط من باشم
کج کوله ترین دست خط من باشم
من مرد اصول و ارزش و آمارم!
بگذار وزیر دولتت من باشم
دیروز به وعده رفت و فردا به امید
مردیم درون گند مرداب امید
پیغمبر ناامید نازل شد و گفت:
لا حول ولا قوه الا به امید
قاطی شده ایم با زن و دخترها
ترکیب بدی شده: من و دخترها!
"با جاه و جلال شعر بازی شده است"
لعنت به من و انجمن و دخترها
عاشق شدم و کلاغ در رگهایم
چون گاو کشید ماغ در رگهایم
من عاشق تو نمی شوم، می ترسم
جفتک بزند الاغ در رگهایم
هزلی مودبانه:
با اسم من و خودت غزل سازی کن
بیهوده دلت را به همین راضی کن
تنبان مرا بگیر در آغوشت
با خشتک شورت خالی ام بازی کن
(توضیح اینکه شورت مزبور ورزشی بوده و مهم تر اینکه کاملا خالی است. پس هم از لحاظ قانونی و هم از لحاظ شرعی بازی کردن با آن خالی از اشکال است.)
