تبليغاتX
مجلس رندان 2

مجلس رندان 2

مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز --- ور نه در مجلس رندان خبری نیست که نیست

تو گاو و بز الاغ داری، اینقدر...

ماشین و زمین و باغ داری، اینقدر

می خواستم از تو خواستگاری بکنم

افسوس که یک دماغ داری اینقدر...

 

آتش شده ام، زبانه دارم، دختر!

از شور جنون نشانه دارم، دختر

دیوانگیم یک مرض تکراریست

من عادت ماهیانه دارم، دختر         

 

چون کبک قشنگ و خوش خرامی، دختر

چون ماه چهارده تمامی، دختر

گفتم نفسی کنار تو تازه کنم

افسوس که طبق دین حرامی دختر !

 

از پشت زمان بیا و لبخند بزن

رگهای مرا به زندگی بند بزن

بگذار که عاشقت شوم بعد برو!

تو نیز به روزگار من گند بزن

 

جوراب و کت و گیوه خدایا بفرست

بشقاب پر از میوه خدایا بفرست

از خیر جوان گذشته ام، حداقل

یک پیرزن بیوه خدایا بفرست  ....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 14:1  توسط فرید  |