عاقل و با فکرم و با هوش بعضی وقت ها
بهتر از روباه و از خرگوش بعضی وقت ها
گرچه از آیینه دلگیرم ولی از عکس نه
می شوم خوش تیپ با روتوش بعضی وقت ها
حرف ها دارم ولی در جمع از ما بهتران
می نشینم گوشه ای خاموش بعضی وقت ها
غالبا غرق دعا و ذکر و تسبیحم ولی
می سپارم گوش به گوگوش بعضی وقت ها
سفت و سنگینم ولیکن سخت دارم احتیاج
چیز نرمی تا بیفتم روش بعضی وقت ها
فکر زن ها نیستم اما کنار دست تو
می زند چیزی درونم جوش بعضی وقت ها
گفته ام اشعار طنزی در رثایت گاه گاه
خوانده ام آواز زیر دوش بعضی وقت ها
دل شبیه بره ی بی دست و پایی بود لیک
گرگ می گردند میش و موش بعضی وقت ها
در خیال سرخ آزادی هوایی می شوند
مرغ های بی خبر از قوش بعضی وقت ها
نیست توی خاطرم غیر از خیال تو کسی
جز نسیم و مریم و بهنوش ... بعضی وقت ها
در هوایت می زنم عرعر شبیه نره خر
می شود مغز سرم مخدوش بعضی وقت ها
کابل و بغداد چشمت را به آتش می کشم
می شوم دیوانه مثل بوش بعضی وقت ها
حرف خالی چاره ی درد دل دیوانه نیست
باز کن ای نازنین آغوش۱ بعضی وقت ها

۱ دکتر مارک کتز (Mark Katz, M.D)، عضو L.A. Shanti's Advisory Board می نویسد:" ...«در آغوش گرفتن» می تواند در محدوده ذهنی یک فرد تغییراتی را ایجاد نماید و به آنها از لحاظ پزشکی کمک کند. بالاتر از همه اینکه، «در آغوش گرفتن» هیچگونه «عوارض جانبی» ندارد و شما برای گرفتن چنین مداوایی، احتیاج به رفتن نزد دکتر ندارید." «در آغوش گرفتن» (Hug) داروی خوبی است. در این حرکت، انرژی منتقل می شود و فرد در آغوش گرفته شده تقویت روحی و عاطفی می شود. شما برای بقا در زندگیتان به یکبار «در آغوش گرفته شدن» ، برای حفظ و حراست از زندگیتان به 8 بار « در آغوش گرفته شدن» و برای رشد و نمو به 12 بار «در آغوش گرفته شدن» در روز نیاز دارید
