تبليغاتX
مجلس رندان 2

مجلس رندان 2

مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز --- ور نه در مجلس رندان خبری نیست که نیست

بوش پسر هم با همه شیرینی و بانمکی اش رفت. این شعر هم مال همان دوران قبل است که از حضور محترم شان فیض می بردیم. اگر چه کاملا موضوعی و به شدت یک جانبه نگر و شعاری است اما حیفم آمد این شعر را همین جوری بی مصرف بیاندازم توی سطل زباله. احتمالا به خواندنش بیارزد:

 

جیگر و با نمک و با هنرم

بنده بوش پسرم

 

اهل درگیری و جنگ و خطرم

بنده بوش پسرم

 

دل من در تب بیداد و عداوت می سوخت

مادرم پیرهن جنگ برایم می دوخت

پدرم روضه ی رضوان به دو گندم بفروخت

تف به ارواح خبیث پدرم

بنده بوش پسرم

 

سخت خون ریزم و اهل دغل و حیله و رنگ

منطقم موشک و توپ است و مسلسل و تفنگ

می زنم با همه ی خلق خدا حرف جفنگ

لات و چاقوکش و اوباش و شرم

بنده بوش پسرم

 

هست در صحنه ی کشتار بشر رحمم، هیچ

بوده در عالم فرهنگ و هنر سهمم، هیچ

مثل مرحوم پدر هیچ نمی فهمم، هیچ

من بلانسبت تان کره خرم

بنده بوش پسرم

 

خون نفت است که توی رگ عالم جاری ست

بی می ناب – به قول شعرا – نتوان زیست

آمدم این ور دنیا به مصاف تروریست

پس طرفدار حقوق بشرم

بنده بوش پسرم

 

می شناسد همه ی عالم و آدم من را

بلدم بشکن و رقصیدن و قر دادن را

آمدم تا بزنم ریشه ی بن لادن را

همچنین دشمن ملا عمرم

بنده بوش پسرم

 

می کنم ریشه ی مردان و ... زنان را ایضا

می کنم زخم، دل پیر و ... جوان را ایضا

می زنم نیش فلان جای جهان را ایضا

چون که با حفظ سمت جانورم

بنده بوش پسرم

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 19:45  توسط فرید  |