خورده ام آب و نان الهی شکر
گفته ام بعد از آن الهی شکر
تازه وقتی که آب و نان هم نیست
گفته ام هم چنان الهی شکر
منقرض گشته گرچه مانندِ
ببر مازندران الهی شکر
با تمام وجود می گویم
خالق مهربان، الهی شکر!
می پرد از دهان من بیرون
بی هوا، ناگهان الهی شکر
او که کلی محبتم کرده
داده ما را زبان، الهی شکر
داده مثل بقیه من را هم
چشم و گوش و دهان، الهی شکر
کهگلویه اگرچه محروم است
بابت اصفهان الهی شکر
می رسد پشت هاله ای از نور
مردی از آسمان، الهی شکر
حضرت احمدی نژاد احسنت!
گوجه های گران، الهی شکر
چه قدر ساده ساده حل گردید
مشکل عاشقان، الهی شکر
کربلا می روند و می آیند
کاروان کاروان، الهی شکر
همه با هم رفیق و هم دستیم
هم دل و هم زبان، الهی شکر
جمله دیندار و مومن و پاکیم
خرد و پیر و جوان، الهی شکر
موش با گربه هم نشین شده است
دزد با پاسبان، الهی شکر
می کند توی حجره اش حاجی
شیخ در سازمان، الهی شکر
ای خدایی که داده ای به غنی
سینه و بال و ران، الهی شکر
لطف کن از زمین خود بردار
نسل مستضعفان الهی شکر
