تبليغاتX
مجلس رندان 2

مجلس رندان 2

مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز --- ور نه در مجلس رندان خبری نیست که نیست

جرات کردم و محرم و گریه کردن را با ته مایه های طنز در شعر زیر نقد کردم. ناگفته پیداست که گریه بر اهل بیت و مخصوصا غربت و مظلومیت امام حسین(ع) که از درد درونی آدمی ناشی می شود دارای عظمت و اهمیت است.  شیعه در فراق آدمیت و شرافت و مردانگی و ازادگی اشک می ریزد و آرزو دارد که در رکاب امام عشق و مهربانی و انسانیت با جهل و تعصب در هر لباس و شکلی که باشد بجنگد. قیام کند بر علیه آنان که برای بالانشینی و حکومت بر مردم و کسب پول و مقام و میز و ... از دین و زور و زر و ریش و عبا و عمامه و شمشیر و  کتاب و ... استفاده می کنند و بر گرده مظلومین سوار می شوند و در این راه حتی حاضزند حسین(ع) و مکتب پیامبر را به مسلخ ببرند.

لطفا مطلب مرتبط با این شعر را در وبلاگ "مجلس رندان " بخوانید...

 

بيا كه يكسره تا روز عيد گريه كنيم

در آتشي بنشينيم، اسيد گريه كنيم!

 

دمي به رسم قديمي به سينه مان بزنيم

دمي به سبك و سياق جديد، گريه كنيم

 

نظامي و تو و خيام و شمس ني بزنيد

ابوسعيد و من و بايزيد گريه كنيم

 

يه باره گريه كنيم و دوباره گريه كنيم

سپس سه باره زماني مديد گريه كنيم

 

براي شادي روح معذب واعظ

تمام حادثه ها را - نديد -  گريه كنيم

*

دلم به حال كلاغان شهر مي سوزد

بيا سياهي شان را سپيد گريه كنيم

 

ولي، ولي دل بي رنگ و روي و ساده ي من

چرا هميشه چنين نااميد گريه كنيم؟

 

چه فايده بنشينيم و روز و شب در خود

شبيه قفل بدون كليد گريه كنيم؟

 

چه فايده كه نفهميم حرف مولا را

چو ابر بر تن لرزان بيد گريه كنيم؟

 

مگر نه اينكه شهيدان به مرگ مي خندند

جرا براي عروج شهيد گريه كنيم؟

 

حسين قصه مظلوم شيعه هست اما

بيا به حال خراب يزيد گريه كنيم

 

يزيد ماند و دو روزي امير و آخر هيچ

براي آن دو سه روز پليد  گريه كنيم

 

به حال او كه بلنداي عشق را بفروخت

و نفرت ابدي را خريد گريه كنيم

 

براي او كه در آن چشمهاي نوراني

نشانه هاي خدا را نديد، گريه كنيم

*

هميشه ماه محرم سياه مي پوشم

خدا کند که - فقط - روسفید گریه کنیم ...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 16:28  توسط فرید  | 

دومین جشنواره طنز مکتوب حوزه هنری در تهران برگزار شد. در این جشنواره آثار شرکت کنندگان در چهار رشته شعر، فيلمنامه، داستان و نثر در دو بخش آزاد و ويژه ( انتخابات ) مورد داوري قرار گرفت.

در بخش ويژه و در رشته شعر طنز اسم من را اعلام كردند. به هر حال  براي اولين بار فهميدم كه انتخابات آنقدرها هم كه قبلا فكر مي كردم بي فايده نيست!!!

http://www.daftaretanz.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=2933&Itemid=126

http://www.asriran.com/view.php?id=32999

شركت در چنين برنامه هايي حداقل اين فايده را دارد كه چند بار نام استان از ياد رفته ما در گوش مسئولين عزيز! تكرار مي شود و يادشان مي آيد كه چنين ولايتي هم در گوشه اي از اين سرزمين دارد جان مي سپارد ... آي آدمها كه بر ساحل نشسته، شاد و خندانيد!!

من اين شعر (عذرخواهي انتخاباتي http://www.eshgh321.blogfa.com/post-13.aspx!) را تقديم كردم به نمايندگان لايق، دلسوز، زحمت كش، بالغ، عاقل، مدير و مدبر استان خودمان و به خصوص نماينده شهر فراموش شده و هميشه محروم خودم (دهدشت)! ... هرچه مي كشيم از همين آمريكاي جنايتكار مي كشيم (امام خميني ره ).

خودتان را آماده كنيد كه باز هم مانند هميشه اثبات كنيم كه چقدر سلحشوريم و در صحنه!!

آماده شويد تا بار ديگر افراد لايق و با تجربه!! را به مجلس بفرستيم تا مانند گذشته از حقوقمان و شان دفاع كنند و نگذارند كه رانت ها و بخور بخور ها فقط مال ديگران باشد و مال ما هم باشد (منظور از مال همان مال مشهور است! منظور از ما هم همان نماينده ها هستند كه به جاي ما در مجلس از چيز ما دفاع مي كنند!).

دوباره مرحله حساس تاريخ انقلاب فرا رسيد. مردم مهم شدند. دموكراسي گل كرد. وصيت نامه شهدا و امام براي حضور فعال در امور مملكت باز شدند. بانگ "يار دبستاني من" تكرار شد.

دوباره بازار فاتحه خواني گرم است. خان و كدخداها كلاه كج كردند و ايل و طايفه ها بزرگ شدند و صد البته شناسنامه هاي اموات چند صد ساله اخير، نو و تميز از گاوصندوقهاي حاجيان از خانه خدا برگشته، به بيرون سرك كشيدند تا ثابت كنند كه آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند تا خدايا خدايا تا انقلاب مهدي از نهضت خميني يه اثري نگهدار!!!

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 1:1  توسط فرید  |