جرات کردم و محرم و گریه کردن را با ته مایه های طنز در شعر زیر نقد کردم. ناگفته پیداست که گریه بر اهل بیت و مخصوصا غربت و مظلومیت امام حسین(ع) که از درد درونی آدمی ناشی می شود دارای عظمت و اهمیت است. شیعه در فراق آدمیت و شرافت و مردانگی و ازادگی اشک می ریزد و آرزو دارد که در رکاب امام عشق و مهربانی و انسانیت با جهل و تعصب در هر لباس و شکلی که باشد بجنگد. قیام کند بر علیه آنان که برای بالانشینی و حکومت بر مردم و کسب پول و مقام و میز و ... از دین و زور و زر و ریش و عبا و عمامه و شمشیر و کتاب و ... استفاده می کنند و بر گرده مظلومین سوار می شوند و در این راه حتی حاضزند حسین(ع) و مکتب پیامبر را به مسلخ ببرند.
لطفا مطلب مرتبط با این شعر را در وبلاگ "مجلس رندان " بخوانید...
بيا كه يكسره تا روز عيد گريه كنيم
در آتشي بنشينيم، اسيد گريه كنيم!
دمي به رسم قديمي به سينه مان بزنيم
دمي به سبك و سياق جديد، گريه كنيم
نظامي و تو و خيام و شمس ني بزنيد
ابوسعيد و من و بايزيد گريه كنيم
يه باره گريه كنيم و دوباره گريه كنيم
سپس سه باره زماني مديد گريه كنيم
براي شادي روح معذب واعظ
تمام حادثه ها را - نديد - گريه كنيم
*
دلم به حال كلاغان شهر مي سوزد
بيا سياهي شان را سپيد گريه كنيم
ولي، ولي دل بي رنگ و روي و ساده ي من
چرا هميشه چنين نااميد گريه كنيم؟
چه فايده بنشينيم و روز و شب در خود
شبيه قفل بدون كليد گريه كنيم؟
چه فايده كه نفهميم حرف مولا را
چو ابر بر تن لرزان بيد گريه كنيم؟
مگر نه اينكه شهيدان به مرگ مي خندند
جرا براي عروج شهيد گريه كنيم؟
حسين قصه مظلوم شيعه هست اما
بيا به حال خراب يزيد گريه كنيم
يزيد ماند و دو روزي امير و آخر هيچ
براي آن دو سه روز پليد گريه كنيم
به حال او كه بلنداي عشق را بفروخت
و نفرت ابدي را خريد گريه كنيم
براي او كه در آن چشمهاي نوراني
نشانه هاي خدا را نديد، گريه كنيم
*
هميشه ماه محرم سياه مي پوشم
خدا کند که - فقط - روسفید گریه کنیم ...
